2013-12-26 17:35:11

نامه 493

سلام جان دلم
اولین چیزی که یاد گرفتی به فارسی بگویی هم همین جان دلم بود..
یادت هست؟
با اون لحن خاص خودت و دقت زیاد تلفظ میکردی و من از خنده اشکم در می اومد..
از صبح که فیسبوک یک کاره و از همه جا بی خبر تو را به من ساجست کرد برای دوستی همش دارم فکر میکنم که عقیده من همیشه بر این بوده که دوﺳﺘﯽ ھﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎر زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
اﮔﺮ ﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺧﻮرده و ﻏﻢ زده ﺷﻮﻧﺪ، اﮔﺮ ﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ ﻧﺎﺑﻮد ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ.. ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻪ ﻣﺎﻧﺪه ھﺎﯾﺶ را ﺑﺎ اﻧﺪﮐﯽ اﺣﺘﺮام ﭼﺎل ﮐﺮد.
اگر نگهش داریم ﺷﺒﯿﻪ ﺟﻨﺎزه ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ، ﺑﻮﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮد از ﺣﺮﻣﺖ ﻣﯿﻔﺘﺪ.
ﭼﯿﺰی ﮐﻪ از ﺣﺮﻣﺖ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﺑﻮی ﮔﻨﺪ ﺑﺪھﺪ، دل آدم را ﭼﺮک ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و دل ھﻢ ﻣﺸﮑﻞ اﺳﺖ ﺗﻨﮓ ﭼﯿﺰی ﺷﻮد ﮐﻪ اﺳﺒﺎب ﭼﺮﮐﯽ اش را ﻓﺮاھﻢ ﮐﺮده..
با همه این ها نتونستم ننویسم..
میدونی
ترک کردن کسی که دوستش داری، خیلی شبیه ترک کردن اعتیاده..
از این نظر که وسوسه ی "فقط یه بار دیگه" همیشه با آدم می مونه..
تا دلت تنگ شه، تا غصه دار شی، تا فیلم عاشقانه ببینی، تا با کسی دعوات شه، تا مطلب غم انگیز بخونی، تا عکساتونو نگاه کنی، تا موسیقی غم انگیزی بشنوی .. وسوسه میشی بهش زنگ بزنی..
زل میزنی به شماره ی طرف و میدونی که نباید زنگ بزنی و میدونی هم که چقدر دلت میخواد زنگ بزنی..
موبایلو میذاری جایی که جلو چشمت نباشه و خودتو به فیلمی، سریالی، کوفتی، چیزی مشغول میکنی و خطر میگذره..
فردا صبح که فکرشو میکنی که نزدیک بود زنگ بزنی، به خودت افتخار میکنی که تسلیم نشدی..
مث این معتادا که میگن: من فلانی، 2 هفته اس پاکم..
ولی خب یه وقتایی هم هست که مثلا خیلی مستی، یا فیلمش زیادی عاشقانه بوده، یا بیشتر از همیشه دلت بغل میخواد، یا آهنگش خیلی غم انگیز بوده، یا خیلی دلت برای چشماش تنگ شده، یا خلاصه یه ضعفی بهت غلبه کرده که نمیتونی دیگه مقاومت کنی و مصرف میکنی..
جان.. جان دلم
داستان همیشه اونطوری که آدم می‌خواد تموم نمیشه..
یک چیزهایی این وسط هست که دست من و تو نیست..
همیشه فکر میکردم که حق را همانقدر که به خودم داده‌ ام به طرف مقابل هم میدم.. دلم می‌خواست به تو هم حق بدهم..
ولی..
زندگی و رابطه‌ها روی کاغذ زیبا هستند.. ولی وقتی پای عمل به میون میاد..
خب وقتی موازی با هم درگیر و تکاپوی یه غم مشترک بودیم که از قضا فکر میکردیم همین غم مشترک به هم نزدیکترمون کرده و نتیجه میشه اون..
نمیدونم..
بیا ازش حرف نزنیم..
شاید هم چون دستم به هیچ جا نمیرسید تلافی عصبانیتم از علل این ماجرا رو سر تو آوردم..
به هر حال..
نمیخوام تلخ بنویسم..
خیلی حرف زدم..
بذار حرف های بیشترمون یا تو دلم بمونه یا وقتی باهات صبحونه میخورم..
کریسمس و سال نوت مبارک جان دل..
یه آرزو هم دارم برات، برام، برامون..
کاش بشه روابط آدما اینجور زیر وزن تصمیم های دولت هاشون از هم نپاشه..
بوس..

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.