2013-12-24 17:10:48

نامه 340

رفیق روزهای دور و سالهای بی خبری... جان!
اینکه هنوز طرح می زنی خوب است... اینکه مدتهاست نمی نویسم هم سخت اما مادرم می گوید خوب است... خیال می کند نوشتن تهش می رسد به اوین... خیال می کند ننوشتن امن تر است!
حالا خیال نکن که دلم برایت تنگ شده... نه عزیز بی دسترس! اینا همه بهانه است... بهانه ایست که بدانی هنوز اسمت را فراموش نکرده ام که این هم اینجا برای خودش هنری است... فراموشی را می گویم.... نعمتی است که خدا به بعضی کمش را می دهد... به بعضیا خیلی اش را می دهد ... به یه عده هم که اصلا نمی دهد! حال خواهرت را نمی پرسم... حتما خوب است... اصلا آنجا آدمها برای خوب شدن سرطان می گیرند و اینجا برای آرام آرام مردن ... اینجا دارو دروغی بیش نیست!
بگذریم برادر! کوتاهش کنم که نامه هم باید mp3 باشد این روزها !
ما اینجا شاعری داریم که حالش خوب نیست اما همیشه می گوید حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن!
و من فقط می خوام بی هیچ باور و ناباوری برایت حال خوش آرزو کنم با این امید که شاید شد و روزی نشستیم و کنار آتش یک چائی بریزیم برای هم و سیگاری بکشیم...


پوریا کلهر

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.