2013-12-22 16:50:07

نامه 55

جین عزیز
سال نو میلادی مبارک...شیرینی زنجبیلی ها را تنهاییی نخور!
شنیدم هوای نیویورک سرد و برفی است... می دانم که این هوا را خیلی دوست داری مثل من که با اولین بارش برف چشمانم سمت قله کوههای البرز می رود و بی صبرانه منتظر می شوم تا پیست اسکی باز شود.. کاش اینجا بودی و بعد از یک اسکی جانانه با هم به تجریش می رفتیم و دلی از عزا در می آوردیم و برای مادر عزیزت سوغاتی های خوشگل می بردی.... و برای گلوریای عزیز دواهای معطر و سنتی
برادرت خوشتیپت چه می کند؟ هنوز هم رویای آن دختر زیبای روی عرب را دارد؟! یا عکس من را نشانش داده ای !
الان بهترین زمان برای گشتن در تهران است چون هنوز ارزش ریال پایین است و با هر دلاری می توانی کلی خرید کنی و می دانم چقدر از خرید کردن لذت می بری!
راستی می توانی از پدر عزیزت بخواهی که از بازیگران سریال " فرندز" برای دختر خاله ام شیدا ،امضا بگیرد؟ سرطان کبدش به مرحله بحرانی رسیده و دیگر امیدی بهبودی اش نمی رود . فقط می خوام در این لحظه های آخر خوشحالش کنم... سال نو زمانی برای اتفاق افتادن معجزه هاست مگر نه؟ شاید امید کوچکی باشد برای او...
دوست خوشگلم خودت را خوب بپوشان که سرما نخوری.. شال گردن قرمزی که برایت بافته ام را همراه این نامه فرستاده ام با یک بسته گز که گفتی مادرت بسیار دوست میدارد... بدان اینجا کسی هست که به یاد توست... مواظب خودت باش و سال نو دوباره مبارک!
پی نوشت : کسی را برای بوسیدن در شب سال نو پیدا کردی یا نه؟ ;)

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.