2013-12-26 19:27:12

نامه 512

جین ، جین عزیزم سلام.
سال نو مبارک. سالگرد آشنایی مان فرا رسیده و من سیگاری روشن میکنم تا با پک آخر با آرزویی به پایانش برم. میدانی که اگر زیاد فکر کنم خراب خواهم کرد. گرچه این روزها خراب شدن اوضاع برایم امری عادی شده . ولی تلاش میکنم تا عادت نکنم . که تمام خواهم شد.
جین، آدم برفی خنده داری که روز آخر با هم ساختیم لابد یادت هست. بعد از تو تا مدتها تلاش کردم تا سرپا نگه ش دارم. دایم بازسازی اش میکردم . سعی میکردم جایت را با او پر کنم. اما چند روز که گذشت خنده هایش آب شد. مال من هم. و رفتنت را باور کردم. جین ، عکس آدم برفی را برایت میفرستم. و پیشنهاد میکنم که به بهانه ای در صفحه اول نشریه چاپش کنی. برای من و تو این فوقالعاده خواهد بود چون فقط ما دو نفر او را میشناسیم. بقیه مردم هم حداقل یک روز از دیدن روی سیاستمدارانی که کاری جز خراب کردن دنیا بلد نیستند خلاص میشوند.
جین، چند هفته پیش دخترخاله ام از میانمان رفت. متاسفم بابت خبر بد در آستانه سال نو. بابت همه ی تلاشهایی که برای رساندن داروها کردی یک دنیا سپاسگزارم . من دایم به تو فکر میکردم. و گاه به پدرت و عمویت که اگر یک روز تحریم جدیدی به تصویب نرساند دچار سوء هاضمه میشود.
همان وقتها یک شب خواب دیدم که پدرت جنگی را علیه ایران رهبری میکند و با شش سرباز به ایران آمده است. سربازها سه مرد و سه زن بودند با چهره هایی مهربان. پدرت دستور حمله داد. اما انگار مردم آنها را میشناختند. خنده ای درگرفت و جنگ تبدیل شد به آب بازی با تفنگ های آب پاش.
جین سیگارم دارد تمام میشود. بیا با هم آرزو کنیم. من آرزو میکنم که هرچه زودتر عکس آدم برفی را بتوانی چاپ کنی. آرزوی جدی تر؟ البته جدی بودم ولی خوب بگذار با هم آرزوی دیگری هم بکنیم. آرزو کنیم که هر روز انسان بهتری شویم. مهم نیست چقدر همین بهتر شدن کافیست. و البته امیدوارم بزودی ببینمت.
دوست دارت - روزبه

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.