2013-12-26 18:46:34

نامه 507

بالاخره پیدایت کردم جین! امیدوارم این بار دیگر خودت باشی. به چشم¬هایت که نگاه می¬کنم مطمئن می¬شوم خودت هستی: همان تیله¬های آبی که حمید همیشه ازشان حرف می¬زد. دیگر تعداد جین¬های که پیدا کرده و برایشان نامه نوشته¬ام از دستم در رفته است. اما تا به حال جوابی نگرفته¬ام این یعنی هیچ کدام واقعا تو نبوده¬ای!
فایل عکس¬هایت را باز می کنم به امید دیدن ردی یا نشانه ای از حمید اما خبری نیست. راست است که شما آمریکایی ها زرنگ تر از این حرف ها هستید و به این راحتی دم به تله نمی دهید. در تمام عکس ها دختری در بغلت هست که با این که هیچ شباهتی به هم ندارید اما معلوم است که دختر خودت است. فکر می کنم آلبوم خاله بیچاره من هم می توانست پر از این عکس ها باشد، اما نیست. آن هم فقط به خاطر تو. چرا تمام خشمم از مرگ یلدای بیچاره نصیب تو شده است؟ تو که به جای فرستادن دارو برای یلدا که همان بیماری دخترت را داشت، یک سرطان جدید و ناشناخته در من به وجود آوردی؟ بیماری ای که ساعت ها وادارم می کند پشت این میز بنشینم و در فیس بوک دنبالت بگردم تا فقط ازت بپرسم حال حمید چطور است؟ و سفارش کنم که یک وقت خرمالو نخورد. حمید همیشه عاشق خرمالو بود اما حساسیت عجیب و غریبش هم هست که به محض خوردن خرمالو لب هایش باد می کند و قیافه اش عجیب خنده دار می شود! آن وقت آنقدر دوتایی می خندیدیم که دل درد می گرفتیم. دوست ندارم تو به لب های باد کرده اش بخندی حتی اگر الان با هم در یک خانه و توی یک اتاق و روی یک ...
عکس¬هایت را بزرگ می¬کنم و روی صورتت زوم می¬کنم. دلم می¬خواست این همه زیبا نبودی و صورتت این قدر آرام و مهربان نبود. حتما به پدرت نرفته¬ای. شاید اصلا آن کسی که حمید آن همه با خشم ازش حرف می زد پدر واقعی ات نباشد. و گرنه دختر مردی که تمام آرزویش تحریم بیشتر ما است، نباید این شکلی باشد.
امروز یک لنز آبی گرفتم. خودم را در آینه می¬بینم و نمی¬شناسم. انگار مرده¬ام و مورچه¬ها رنگ چشم¬هایم را جویده¬اند. مادر سرش را تکان می¬دهد. چشمهایم که خیس می¬شوند انگار برکه ای پر آب هستندو قورباغه ها تویش بالا و پایین می پرند: شلپ و شولوپ. مادر می گوید مرگ یلدا و گم شدن حمید دیوانه ام کرده است. از تو چیزی بهش نگفته ام. پیر زن چطور باور کند که یک نفر به خاطر یک زن ندیده و نشناخته دلش می آید تمام زندگی اش را ول کند و برود آن سر دنیا؟
کاش پدرت یک بند دیگر به تحریم هایمان اضافه کند: تحریم عشق زنهای آمریکایی و مردهای ایرانی.
حالا برای من نگزاوار نام دیگر عشق است و عشق نام دیگر چشم های تیله ای و چشم های تیله ای نام دیگر توست و تو نام دیگر جین هستی و جین نام دیگر مردی است که روزی قرار بود نام دیگر من باشد...

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.