2013-12-26 20:01:40

نامه 515

جان...نمیدونم اونجا که تو هستی پیشرفت تکنولوژی در چه حده...
از اونجائیکه همه میگن جای بهتریه پس تکنولوژیشم باید بهتر باشه،اما هر جوری که هس بدرد عمشون میخوره ! چون ما که نمیتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم!
چرا این نظام هستی و کائنات وقتی ما آدما رو می آفرید و احساسُ میذاش تو دلامون یه فکری برای اینجور مواقع نکرد؟! ینی نمیدونس دلمون تنگ میشه ؟! نمیدونس این دلتنگی مثه یه خوره میفته به جونمونُ از بین میبرمون؟!
شاید این مورد فراموش شده باشه ! اما من که الان گفتم!
وقتی چن میلیون سال دیگه خورشید پوکیدُزمینم از بین رفت،اگه خواسن بازمانده های زمینُ خورشیدُ بازیافت کننُ یه دنیای دیگه بسازن،حتما این موردُ یادشون باشه !
میدونم بابا...میدونم که میگن آخرش هممون میریم پیش هم! اما بحث من در مورد الانه !
کاش اجازه میدادن همدیگه رو ببینیم...البته تو که ما رو میبینی...ما تو رو نمیبینیم...
کاش اجازه میدادن ما هم تو رو ببینیم...
فقط برای چن ساعت...
اگه اینجوری میشد چقد خوب بود! ...شایدم خوب نبود...تو این حالتم باز آدم عذاب میکشه...اما شاید عذابُ دردش از الان کمتر باشه...
اگه اجازه بدن ببینمت،اولش همینجوری فقط نگات میکنم...مطمئنم که گریه م میگیره...بعد تو با لبخند نگام میکنی،ممکنه عصبانی شمُ بهت بدوبیرا بگم بخاطر اینکه یهوئی رفتی...همه چیُ ول کردیُ رفتی...بعد ازت عذرخواهی میکنم،تو هم باید منُ ببخشیا ! چون میدونی که چی بهم گذشته تو این مدت...
بعد برات همه چیُ تعریف میکنم...بهت میگم از وقتی تو رفتی چقد همه چی تغییر کرده...چقد همه چی دیگه مثه قبل نیس...چقد...
جان...اول بذار من حرفامو بزنم،خیلی حرف دارم باهات،بعد تو برام تعریف کن...همه چیو برام تعریف کن...

شاید اجازه ندن همدیگه رو ببینیم!

..حداقل بیا تو خوابم،بذا اونجا ببینمت،
قبلا هم خوابتُ دیدم...بعضی وقتا اینقد این خوابا واقعین که وقتی بیدار میشمُ نصف روزم میگذره حالیم نیس که خواب بوده...بعد یهویی واقعیت مثه یه پتک میخوره تو سرمُ یادم میاد که چی شده...
باشه،باشه،خب دیگه حالا خستت کردم از بس حرفای ناراحت زدم؟! خب دسه خودم نیس که حرفام ناراحته...

باید خودم به خودم امید بدم...باید دوباره لبخند بزنم...باید دوباره یاد بگیرم خوشحال باشم...دوباره یاد بگیرم زندگی کنم...باید همه ی این کارا رو بدون تو انجام بدم!
اگه نخوام چی؟؟ اگه نخوام اینکارا رو بکنم چی ؟؟ باید کیُ ببینم ؟؟
کسی نیس که ببنیمش...باید اینکارا رو انجام بدم...باید حواسم به بقیه هم باشه...
دوس دارم وقتی منُ میبینی خوشحال باشی...دوس دارم بهم افتخار کنی...دوس دارم که...ولش کن...برا الان بسه دیگه...بقیه حرفامو میذارم برا وقتی که دیدمت...
راستی! درسته که الان جایی هستی که دیگه اتفاقی برات نمیفته،اما...مواظب خودت باش ! همیشه باید مواظب خودت باشی !

Copyright Netformance 2013. All rights reserved.