نامه هایی به جان یا جِین

فراخوان مسابقه (نامه) نوشتن خلّاق


قرار است نامه ای بنویسید به دوستی به نام «جان»یا «جین». ما نمی دانیم او کیست و کجاست ولی شما می دانید؛ شما به عنوان نویسنده ی نامه ، او را از خیلی سال پیش می شناسید؛ اما مدت ها از او بی خبر بوده اید تا او را در فیس بوک پیدا کردید...

ادامه...




نامه 507

بالاخره پیدایت کردم جین! امیدوارم این بار دیگر خودت باشی. به چشم¬هایت که نگاه می¬کنم مطمئن می¬شوم خودت هستی: همان تیله¬های آبی که حمید همیشه ازشان حرف می¬زد. دیگر تعداد جین¬های که پیدا کرده و برایشان نامه نوشته¬ام از دستم در رفته است. اما تا به حال جوابی نگرفته¬ام این یعنی هیچ کدام واقعا تو نبوده¬ای! فایل عکس¬هایت را باز می کنم به امید دیدن ردی یا نشانه ای از حمید اما خبری نیست. راست است که شما آمریکایی ها زرنگ ...

نامه 506

سلام! دست و دلم نمی رود که این نامه را به انگلیسی برایت بنویسم، دلم می خواهد فکر کنم هنوز به لطف آن کلاس های تابستانی پدربزرگ، فارسی را خوب می فهمی، اگرچه خوب حرف نمی زنی! بله ... منم! راستش را بخواهی چند ماهی هست که اینجا پیدایت کرده ام. راست تَرَش را بخواهی، چند سالی هست که اینجا دنبالت می گردم. نه اینکه فکر کنی تمام این سال ها از فکر تو خواب و خوراک ندارم، نه! اما سه ...

نامه 502

جین ،جین ،جین بچه که بود،بچه که بودیم ،هیچ وقت به این که تو کجایی هستی ،من کجایی ،فکر نمی کردم ! فکر نمی کردی! درواقع دنیای ما دنیای دیگه ای بود یادته ؟؟؟؟ حیاط پردرخت وگل خونه ی شما سرزمین بازی ما بود ،کشوری که هیچ اسمی نداشت فقط پراز شادی بود یادته ؟؟؟ من وتو بودیم ودنیایی که توش هر کاری دلمون میخواست تو رویا می کردیم ،تو سرزمین من وتو تخم های ریز نقره ای گل های ...

نامه 496

. :) Hizen iven :D اینم اون عکسی که میخاستی / به اینا میگن شمعدونی / این دور بر حس خوبی میده به آدم / اگه به تو هم داد بگو ;) . jane امروز تو یه ...

نامه 493

سلام جان دلم اولین چیزی که یاد گرفتی به فارسی بگویی هم همین جان دلم بود.. یادت هست؟ با اون لحن خاص خودت و دقت زیاد تلفظ میکردی و من از خنده اشکم در می اومد.. از صبح که فیسبوک یک کاره و از همه جا بی خبر تو را به من ساجست کرد برای دوستی همش دارم فکر میکنم که عقیده من همیشه بر این بوده که دوﺳﺘﯽ ھﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎر زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ! اﮔﺮ ﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺧﻮرده و ﻏﻢ زده ﺷﻮﻧﺪ، اﮔﺮ ...

نامه 492

همیشه آدما اولین بغل دستی اولین ساله مدرسشون رو یادشون نمیره...پسرک تپل با لپای قرمز نشست بود بغلم...خیلی خجالتی بود‌ و‌ ساکت اما مهربون...بر عکس من که شیطون بودم و پر رو....تو ۵ سال دبستان فقط ۲ ساله اش رو باهم بودیم اما من دوستش داشتم بین همهٔ دوستام یه حس دیگه‌ای بهش داشتم....حتی یادم میاد اون موقع‌ها که اوج هیجان ماها تو چهارشنبه سوری بود‌ و‌ خریدن چند دونه سیگارت اونم یواشکی دور از چشم مامان باباهامون کلی‌ هیجان ...

نامه 451

مانند قدیم برای نامه‌ام عنوان می‌گذارم : «همه ترکِ ایران می‌کنند» دوستم دارد؟ دوستم ندارد؟ دوستم دارد؟ دوستم ندارد؟ گلبرگ‌ها رو کَندم تا به جواب برسم. رسیدم. اما خب؛ کیست که جوابِ درست را بداند؟ آن هنگام که از «دوستم‌دارد» آغاز می‌کردم، می‌رسیدم به «دوستم‌ندارد» و آن وقت که از دوستم‌ندارد شروع می‌کردم، به «دوستم‌دارد» می‌رسیدم. هنوز ندانسته‌ام اما می‌گذرم. از حالم اگر بپرسی، باید بگویم ملال‌هایی هست که دوریِ جنابِتان در آن‌ها گُم شده! جانِ عزیز! با خودم زیاد کلنجار رفتم که هیچ نگویم اما نتوانستم. من که تمامِ ...

نامه 452

راستش اصلا دلم نمی خواهد به تو حتی سلام بدهم.پس بهتر است کاری که دلم نمی خواهد را برایت انجام ندهم.گمانم شما خارجکی ها هم از این کارهای احمقانه ای که از سر اجبار باشد خوشتان نمی آید.پس رک بودنم آزارت نخواهد نداد.من بدون سلام و بدون اینکه دلم خواسته باشد بدانم حال خودت الان چطور است فقط یک نامه می نویسم.ببین جان؛ توی لحظه های بدی بودم، تو وضعت بهتر بود.تو دلت به انبار نگزاوار کشورتان خوش بود و ...

نامه 453

[ازم پرسیدی : تو منو دوست داری ؟ و من به جای جواب به آن لکه انار روی چهارخانه های پیراهنت چشم دوخته بودم و فکر می کردم که این تصویر را قبلاً جایی ندیده ام ؟ چشم دوخته بودی به من و ته چشمهایت مهربانی کمرنگی بود که من نمی دیدم . پرسیدی : تو منو دوس داری ؟ و این را طوری نپرسیدی که آدم تکلیفش را با خودش و تو و پاسخش بداند. یعنی طوری نبود که انگار دلت ...

نامه 454

با تازه شدن سال ، دوباره یکدیگر را پیدا کرده ایم و این را به فال نیک می گیرم. مثل خاله سیما که دو سال پیش ، آشنایی من و تو را به فال نیک گرفته بود و فکر میکرد تو می توانی دست ِ خدا باشی تا مژگان ، چند بهار بیشتر نفس بکشد. جین! تو که می دانستی همه ی مادران جهان ، شانه زدن به موهای دخترانشان را دوست دارند. تو که از آینه های کوچک دخترانه خبر داشتی. تو ...