نامه هایی به جان یا جِین

فراخوان مسابقه (نامه) نوشتن خلّاق


قرار است نامه ای بنویسید به دوستی به نام «جان»یا «جین». ما نمی دانیم او کیست و کجاست ولی شما می دانید؛ شما به عنوان نویسنده ی نامه ، او را از خیلی سال پیش می شناسید؛ اما مدت ها از او بی خبر بوده اید تا او را در فیس بوک پیدا کردید...

ادامه...




نامه 529

جان ، نمی دونی چقدر هیجان زدم ، انگار اولین باره که تو کاسه نودل سر آخرین رشته رو پیدا کردم . اسباب کشی می کردیم که شمارتو گم کردم . شماره ی جدیدمم که برات نذاشته بودم . حالا اینجایی خوشحالم . می تونم بگم حالا حالم بهتره ، دیگه شبیه کارتونی شدم که ازم کشیدی ، هر چند که دماغم هیچ وقت به بزرگی که تو کشیدی نبوده و نیست ، البته منظورم اون قدر بزرگه که ...

نامه 526

سلام جان جان.خوبی؟ یادت میاد این "جان جان" گفتن بچه های تحریریه رو؟ یا از وقتی ناپدید شدی فارسیت نم کشیده؟ انگار همین دیروز بود لعنتی.دوره اصلاحات که تو خبرنگار خاورمیانه ی آسوشیتدپرس بودی و من عکاس همونجا.چقدر با هم خبر رفتیم.چقدر کتک خوردیم.چقدر بهت فحشِ فارسی یاد دادم.خوش بودیم با فارسی بامزه ی تو و انگلیسیِ داغونِ من. بعد،یه روزِ شهریوری غیبت زد..چقدر بهت زنگ و ایمیل زدم.جوابی نیومد تا فهمیدم زنت،عزیزترینت که همیشه در موردش باهام حرف میزدی،تو حادثه ...

نامه 528

سلام زمستون توی شهر من خیلی سرده.بهارش توی داستانها میاد ،تابستونش گرم و نفس گیر و پاییزش خیلی پاییزه.شهر من چهارفصله . مثل شهر تو نیست که زمستونش هم، تابستون باشه. نمیدونم این حرف چقدر درسته که آدمها شبیه جغرافیاشون میشن. اما اگه درست باشه، آدمای شهر من شبیه گذر فصلهاش هستن.هر بار یه شکل ،هر دفعه یه جور.یاد میگیرن که دل نبندن به هیچ چیز.یاد میگیرن سخت نگیرن چون تموم میشه.یاد میگیرن تحمل کنن زمستون رو ،چون پشتش بهار ...

نامه 514

جان ِ جهان دوش کجا بوده ای ؟ نی غلطم در دل ما بوده ای ! در دل ِ ما بوده ای جان ، اما اینجا پیدایت می کنم توی فیس بوک ، تازه دوش هم نه ، تمام این سال ها ، تمام این سال ها که وقتی به آن فکر می کنم سرم گیج میرود مثل همین حالا که این نامه را برایت می نویسم ... جان و حال و احوالت چه طور است جان ِ جان ِ ...

نامه 515

جان...نمیدونم اونجا که تو هستی پیشرفت تکنولوژی در چه حده... از اونجائیکه همه میگن جای بهتریه پس تکنولوژیشم باید بهتر باشه،اما هر جوری که هس بدرد عمشون میخوره ! چون ما که نمیتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم! چرا این نظام هستی و کائنات وقتی ما آدما رو می آفرید و احساسُ میذاش تو دلامون یه فکری برای اینجور مواقع نکرد؟! ینی نمیدونس دلمون تنگ میشه ؟! نمیدونس این دلتنگی مثه یه خوره میفته به جونمونُ از بین میبرمون؟! شاید این مورد فراموش ...

نامه 512

جین ، جین عزیزم سلام. سال نو مبارک. سالگرد آشنایی مان فرا رسیده و من سیگاری روشن میکنم تا با پک آخر با آرزویی به پایانش برم. میدانی که اگر زیاد فکر کنم خراب خواهم کرد. گرچه این روزها خراب شدن اوضاع برایم امری عادی شده . ولی تلاش میکنم تا عادت نکنم . که تمام خواهم شد. جین، آدم برفی خنده داری که روز آخر با هم ساختیم لابد یادت هست. بعد از تو تا مدتها ...

نامه 508

جان. جانم دارد از جان می رود. جانم نصف شده است.نصفش رفته است از دست و نصف دیگرش هر روز خط هایش کم می شود. جان دیگر حساب تعداد چهار تا خط و یکی رویش های روی دیوارم از دستم در رفته. مدادهایم هرروز کوچک تر می شوند و دیوار هر روز سیاه تر. جان...جانم دیگر بالا نمی آید.تمامش را غصه دارد ذره ذره در بر می گیرد. جان توی گوش عیسای مسیحت نامم را زمزمه کن. جان بگو غصه دارد زیاد. و ...

نامه 510

جین عزیزم سلام... حالا که دارم عکسات رو می بینم می فهمم که چقدر دلم برات تنگ شده بوده و خودم نمی دو نستم . با دیدن اینکه چقدر بزرگ شدی از دست خودم عصبانی شدم که چرا زودتر اینجا دنبالت نگشتم و البته از دست تو ! که بعد یادم اومد با این فارسی نوشتن اسمم تو اگه می خواستی هم نمی تونستی منو پیدا کنی. راستش این نامه اولش فقط برای تبریک سال نو بود به تو و مرور خاطرات همه ...

نامه 511

شايد نبايد با اين پيغام نبش قبر ميكردم،اما باز نزديك كريسمس شد و من هواييت شدم،دست خودم نيست كه بوى اتاقمون تو هتل،بوى تنت و اون عطر قديميت،يك لحظه شامه ام رو به حال خودش رها نميكنه، حال و هواى اشتياق رسيدن تعطيلات سال نو و بليط و اتاق رزرو كردن تركيه، انگار منو راهى سفرى ميكنه كه مقصدش سقوط از ارتفاع هوشياريه! نمى خوام با حرفام آزارت بدم،اين يه تلاش دوباره نيست، گله گذارى و بهانه گيرى هم ...

نامه 507

بالاخره پیدایت کردم جین! امیدوارم این بار دیگر خودت باشی. به چشم¬هایت که نگاه می¬کنم مطمئن می¬شوم خودت هستی: همان تیله¬های آبی که حمید همیشه ازشان حرف می¬زد. دیگر تعداد جین¬های که پیدا کرده و برایشان نامه نوشته¬ام از دستم در رفته است. اما تا به حال جوابی نگرفته¬ام این یعنی هیچ کدام واقعا تو نبوده¬ای! فایل عکس¬هایت را باز می کنم به امید دیدن ردی یا نشانه ای از حمید اما خبری نیست. راست است که شما آمریکایی ها زرنگ ...